‏نمایش پست‌ها با برچسب استبداد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب استبداد. نمایش همه پست‌ها

۱۶ شهریور ۱۳۸۹

‫لو دادن به سبک اسپانیایی‬

جنگ داخلی اسپانیا بی‌شک تأثیر بسیاری بر تمام جنبشهای آزادیخواه جهان داشته و بسیاری به آن با دیدی رمانتیک نگاه می‌کنند. ولی چه میزان از حقایق مربوط به جنگ در حیطه عمومی بیان می‌شوند؟ اورول که خود به مدت شش ماه به نفع دولت جمهوری در اسپانیا جنگیده بود در مقاله زیر (Spilling the Spanish Beans) به بازگویی بخشی از حوادث ناگفته این جنگ پرداخته و نارضایتی خود از موضع اکثر چپگرایان انگلیسی در مقابل جنایات دولت و پروژه حذف مخالفان حزب کمونیست اسپانیا را به گوش خواننده می‌رساند.



احتمالا از زمان جنگ جهانی اول به بعد، جنگ اسپانیا مسبب بیشترین دروغ بوده است، اما صادقانه شک دارم که، با وجود تمام آن همه راهبه‌ای که در برابر چشمان خبرنگاران دِیلی مِیل (Daily Mail) مورد تجاوز قرار گرفته و کشته شده‌اند،‌ این روزنامه‌های حامی فاشیسم باشند که بیشترین صدمه را زده‌اند. این روزنامه‌های چپگرا، مانند نیوز کِرونیکِل (News Chronicle) و دِیلی وُرکِر (Daily Worker)، هستند که با روشهای بسیار ظریفتر تحریف، مانع درک طبیعت درست این منازعه توسط مردم بریتانیا شده‌اند.

۱۲ شهریور ۱۳۸۹

تأملی بر گاندی

مقاله زیر تقریبا یک سال بعد از کشته شدن گاندی به دست یک افراطگرای هندو نوشته شده است و اورول، که به نظر می‌رسد همزمان مشغول خواندن خود-زندگینامه‌ای ناقص از گاندی است، در آن (ًReflections on Gandhi) به بررسی شخصیت گاندی چه در دوران جوانی - گاندی خود از آن دوران به عنوان سالهای گناهکاری‌ یاد می‌کند – و چه در سالهای پیری و مبارزه با استعمار بریتانیا پرداخته و مرام و روش زندگی او را چه در حریم خصوصی و چه در حریم عمومی به نقد می‌کشد.



پای قدیسان که به میان می‌آید اصل را باید بر گناهکاری گذاشت مگر اینکه خلافش ثابت شود، که البته نیازمند معیارهای متفاوت برای قدیسان مختلف هستیم. در مورد گاندی سوالهایی که مهم به نظر می‌رسند عبارتند از: غرور تا چه حد بر کردار گاندی تأثیر داشت – او قطعا از تصویر خودش به عنوان مردی لخت و سر به زیر که فقط با توسل به قدرت معنوی پایه‌های امپراطوری را می‌لرزاند آگاه بود – و تا چه حد معیارهای شخصی خود را با ورود به سیاست، که ذاتا از دروغ و کلک جدا نیست، زیر پا گذاشت؟ از آنجا که زندگی گاندی همانند یک سفر زیارتی بوده و تمام اتفاقاتش پر اهمیت هستند، دادن جواب قطعی به این دو سوال محتاج جستجو در تمام جزییات کردار و نوشتار گاندی است. اما این خود-زندگینامه ناقص، که در حدود دهه بیست به پایان می‌رسد، مدرکی قوی در دفاع از حقانیت اوست و از آنجا که بر طبق گفته خودش در آن دوران گناهکاری بیش نبوده، به خواننده این امکان را می‌دهد تا با شخصیت مخفی شده در زیر پوست قداست، که توانایی وکالت، مدیریت و یا حتی یک بازرگان موفق بودن را نیز دارد آشنا شود.

۹ شهریور ۱۳۸۹

شما و بمب اتمی

در متن زیر، که ترجمه مقاله شما و بمب اتمی (You and the Atomic Bomb) است، و تنها چند ماه بعد از بمباران اتمی هیروشیما و ناگاساکی، اورول در بمب اتمی ابتدا به دنبال یک سلاح رهایی بخش گشته ولی بعد از در نظر گرفتن شواهد و قراین به این نتیجه می‌رسد که بر خلاف سلاح ساده‌ای مانند نارنجک دستی که وی آنرا یک سلاح "دموکراتیک" می‌داند، بمب اتمی فقط توان تبدیل شدن به یک سلاح "استبدادی" را دارد. بعدها نیز اورول در رمان مشهور ۱۹۸۴ به تأثیر قدرت رسانه در بقای حکومتهای استبدادی اشاره کرده و به رادیو و تلویزیون نیز به چشم سلاح استبدادی نگاه می‌کند. در دنیای امروز چه ابزار دموکراتیکی برای مقابله با اینگونه سلاحهای استبدادی در اختیار عموم مردم است؟




با وجود اینکه به احتمال زیاد و تا پنج سال دیگر همه ما در یک انفجار اتمی نابود خواهیم شد، میزان مباحث درباره این اسلحه بسیار کمتر از حد انتظار بوده است . تعداد زیادی نمودار، که غالبا به درد خواننده عادی نمی‌خورند، از پروتونها و نوترونهای در حال انجام وظیفه در روزنامه‌ها چاپ و این ادعای پوچ که "بمب باید تحت کنترل بین‌المللی باشد" مکررا بیان شده است. در عین حال کسی، حداقل به صورت کتبی، به اساسیترین سوال موجود توجه نمی‌کند: "تولید اینگونه بمبها به چه میزان سخت است؟"