‏نمایش پست‌ها با برچسب زندان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زندان. نمایش همه پست‌ها

۳۰ شهریور ۱۳۸۹

یک دار زدن

بعد از اتمام تحصیلات متوسطه در ۱۹۲۱، جورج اورول که به دلیل وضعیت مالی خانواده‌اش توان رفتن به دانشگاه را نداشت، و همچنین به دلیل نتایج نه چندان خوبی که در دبیرستان گرفته بود احتمالا از گرفتن بورس محروم می‌شد، تصمیم گرفت تا به عضویت پلیس سلطنتی هند در آید. بعد از قبولی در امتحان ورودی و در ۱۹۲۲ به برمه رفت و رشد به نسبت سریعی در درجات پلیسی داشت. مقاله زیر (A Hanging) خاطره‌ای از دوران خدمتش در زندان اینسِین، دومین زندان بزرگ برمه در آن زمان، است. اورول که در ۱۹۲۷ به دلیل ابتلا به تب دِنگی در مرخصی در انگلستان به سر می‌برد، پلیس سلطنتی هند را ترک کرد تا به علاقه اصلی خود، نویسندگی، بپردازد.


در برمه بود، یک صبح خیس در فصل بارانی. نوری رنجور، همانند آلومینیوم زرد، کج از روی دیوار بلند به داخل حیاط زندان افتاده بود. ما بیرون سلولهای محکومین منتظر بودیم، ردیفی از آلونک که در جلو دو لایه میله داشتند، مثل قفس حیوانات کوچک. هر سلول به اندازه ده فوت در ده فوت بود و داخلی تماما خالی داشت، به جز یک تخت چوبی و قابلمه‌ای آب شرب. در بعضی از آنها مردان قهوه‌ای در سکوت در کنار میله‌های داخلی چمباتمه زده و پتوهایشان را به دور خود پیچیده بودند. اینها مردان محکوم بودند، قرار بود که در عرض یک یا دو هفته آینده به دار آویخته شوند.