جِیمز
بِرنهام یک نظریهپرداز سیاسی محبوب
آمریکایی بود که کتاب انقلاب مدیریتی را
در ۱۹۴۱ منتشر کرد.
این
کتاب در واقع مجموعهای از نظریههای
برنهام در مورد آینده دنیا، سرانجام
سرمایهداری و نظامی که جایگزین آن خواهد
شد است.
به
نظر او سیاستهای اقتصادی آلمان نازی،
شوروی استالینیستی و آمریکای روزولت
بسیار به یکدیگر شبیه بودند و این دلیلی
بر ظهور جامعهای جدید به رهبری استبدادی
فرقهای که او آن را 'مدیران'
میخواند
بود.
اورول
در مقاله
زیر (James
Burnham and the Managerial Revolution)،
که اول بار در ۱۹۴۶ منتشر شد، به بررسی
مطالب نوشته شده توسط جِیمز بِرنهام در
حدود پنج سال پیش از آن میپردازد و از
آن برای نقد تفکر قدرت پرست و اثر آن بر
قضاوت منطقی استفاده میکند.
اورول
در این مقاله ایدههای اصلی دو کتاب
برنهام را فهرست کرده و به تناقضات آنها
اشاره میکند و در پایان با رد نظریات و
فرضیات برنهام گذرا سقوط شوروی را، در
صورت عدم گذار به دموکراسی، پیشبینی
میکند.
علاقهمندان
همچنین میتوانند ریشههای فکری رمان
۱۹۸۴ را در این مقاله بیابند.
کتاب
جِیمز بِرنهام، انقلاب مدیریتی (The
Managerial Revolution)،
بعد از چاپ در ایالات متحده و در این کشور
غوغای بزرگی به پا کرد و تئوری اصلی آن به
میزانی حلاجی شده است که احتیاجی به تکرار
همه جزییات آن نیست.
این
تئوری، تا آنجا که میشود آن را خلاصه
کرد، این چنین است:
سرمایهداری
در حال محو شدن است، ولی سوسیالیسم هم
جایگزین آن نمیشود.
چیزی
که الان در حال ظهور است نوع جدیدی از
جامعه برنامهریزی شده و متمرکز است که
نه سرمایهدار خواهد بود و نه، اگر معانی
مقبول را در نظر بگیریم، دموکراتیک.
رهبران
این جامعه جدید کسانی خواهند بود که ابزار
تولید را به طور مؤثر کنترل میکنند:
یعنی،
مدیران تجارتخانهها، تکنسینها، ماموران
اداری و نظامیان، که همگی توسط جیمز برنهام
در زیر نام 'مدیران'
گرد
آورده شدهاند.
این
جماعت طبقه سرمایهدار قدیمی را حذف،
طبقه کارگر را خرد و جامعه را به سبکی
سازمان خواهند داد که قدرت و امتیاز
اقتصادی در دستشان باقی بماند.
حق
مالکیت شخصی ملغی خواهد شد ولی مالکیت
عمومی هم جایش را نخواهد گرفت.
این
جوامع 'مدیریتی'
جدید
از حکومتهای پراکنده و کوچک تشکیل نشده
بلکه متشکل از ابر-حکومتهایی
خواهند بود که بر گرد مراکز صنعتی در
اروپا، آسیا و آمریکا جمع شدهاند.
این
ابر-حکومتها
بر سر اشغال سرزمینهای باقیمانده بر روی
کره زمین با یکدیگر خواهند جنگید، ولی
احتمالا توانایی فتح کامل یکدیگر را
نخواهند داشت.
هر
جامعه در داخل وابسته به سلسله مراتب
خواهد بود، اشرافیتی بر اساس استعداد در
بالا و تودهای از شبه-بردهها
در پایین.
